بعد از تو
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
7:54 بعد از ظهر
چه تلخ مي گذرد روزهاي بعد از تو
گرفته است دلم در هواي بعد از تو
تو مثل ماه شدي آسماني و روشن
و چاه همدم من شد براي بعد از تو
سلام ماه کبودم ... چرا کبود؟ .... چرا ...؟
چرا غروب ...؟ چرا...؟ صد ( چرا) ي بعد از تو
تمامي کلماتم بدون پاسخ ماند
کجا پناه بگيرم کجاي بعد از تو
سکوت مي کنم از کوفه هاي دلتنگي
سکوت مي کنم از هر صداي بعد از تو
غريب شد دل من در غروب نخلستان
غريب شد دل هر آشناي بعد از تو
غريب مثل من، از من غريب تر حتی
نماند در دل شب رد پاي بعد از تو
نوشته ام غم خود را به سينه ي محراب
که يادگار بماند براي بعد از من.
