روح آدینه
جمعه نوزدهم تیر 1388
10:28 بعد از ظهر
غرور ساکت هر سنگ بودم
صدایی برلب آهنگ بودم
برای دیدن چشم قشنگت
تمام جمعه ها دلتنگ بودم
***
خودم را بیش از این ها خسته کردم
نگاهم را به درها بسته کردم
دلم را زرد اما خیس و تازه
برایت مثل نرگس دسته کردم
***
نگاه مهربان چشم هایت
گل رنگین کمان چشم هایت
شده آبی آبی مثل دریا
هوای جمکران چشم هایت
***
دلم دلخواه سرگیجه گرفته
به طول راه سرگیجه گرفته
چنان زیبا نشستی در شب من
که حتی ماه سر گیجه گرفته
***
غریب وآشنا را گریه کردم
سکوت هر صدا را گریه کردم
دوباره صبح جمعه بی تو این جا
تمام ندبه ها را گریه کردم

