مدتیه به روز نیستم گرفتار بودم از همه کسانی که بهم سر زدن و با نظرشون منو شرمنده کردن سپاسگزارم اولاٌ کوچ ۲شاعر معاصر محمد حسین بهجتی (شفق )و محمد خلیل جمالی (مذنب ) راتسلیت می گویم ثانیاٌ دراین فاصله در ۲جشنواره شرکت کردم اولی کرمانشاه کنگره مرصاد به اتفاق سید مرتضی کراماتی و زهرا بیابانی که در آنجا بر گزیده شدم دومی کنگره شعر کوثر شاهرود که توفیق حضور نداشتم اما شعرهایم در ۲ بخش رتبه گرفت ثالثاٌ بندر دیر درروز ۱مهرمیزبان اولین کنگره شعر استانی دفاع مقدس است و رابعاٌاین هم غزل مرصاد تقدیم به شما :
دلتنگ تنگه رو به خدا ایستاده بود
غرق سکوت غرق صداا ایستاده بود
تا رو به عشق بال وپر تازه واکند
مثل پرنده های رها ایستاده بود
پیچیده بودبوی نفاق دوباره ای
(مرصاد )رو به حادثه ها ایستاده بود
آن سوتر از غریبی این تنگه آفتاب
مغرور روی پنجه ی پا ایستاده بود
ناگاه آمدند دلیران سرفراز
ناگاه دست ها به دعا ایستاده بود
جانی دوباره یافت زمین از نبردشان
این باد هم نمی رسد اما به گردشان

