چشم هایش
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386
11:14 بعد از ظهر
به چشم هایش
هی فکر می کردم که دنیا دیده بودم
من پیش از این چشم شما را دیده بودم
یادم نمی آید که رو به ماسه ها بود
یا این که آن را رو به دریا دیده بودم
یا در دو بیتی های شورانگیز ( فایز )
گسترده در بال پری ها دیده بودم
اصلاٌ چه فرقی می کند آن چشم ها را
در هر صدا ...هرلحظه ... هر جا... دیده بودم
آن چشم های لعنتی با من چه کردند
آن چشم هایی را که زیبا دیده بودم
تا آمدم شاید رها سازم دلم را
خود را میان شهر رسوا دیده بودم ...

