تبليغاتX
باچتری از باران و دلتنگی
Home        Archive        Support        Mail        Blogfa        Free Temp        
چشم هایش پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 11:14 بعد از ظهر                 

به چشم هایش

هی فکر می کردم که دنیا دیده بودم

من پیش از این چشم شما را دیده بودم

یادم نمی آید که رو به ماسه ها بود

یا این که آن را رو به دریا دیده بودم

یا در دو بیتی های شورانگیز ( فایز )

گسترده در بال پری ها دیده بودم

اصلاٌ چه فرقی می کند آن چشم ها را

در هر صدا ...هرلحظه ... هر جا... دیده بودم

آن چشم های لعنتی با من چه کردند

آن چشم هایی را که زیبا دیده بودم

 

تا آمدم شاید رها سازم دلم را

خود را میان شهر رسوا دیده بودم ...

نوشته شده توسط حیدر منصوری | موضوع: | لينک ثابت |