تبليغاتX
باچتری از باران و دلتنگی
Home        Archive        Support        Mail        Blogfa        Free Temp        
آخرین شعر شاعر دوشنبه دهم دی 1386 8:12 بعد از ظهر                 

انداخت باز آب دهان را به رودها

یعنی تمام شد همه بود ونبودها

 

کبریت زد دوباره به سیگار و بازهم

شاعر کشید خاطره اش را به دودها

 

انگار روز اول اردیبهشت بود

وقتی طلوع کرد سلام و درودها

 

آن روز و روز بعد و دو سه هفته بعدتر

گل کرده بود خنده و گفت و شنودها

 

اما چه زود عشق به تلخی تمام شد

نفرین به عاشقی و فرازو فرودها

 

آن حرف های هفته ی اول قشنگ بود

آن فحش های هفته ی آخر چه بود ...ها؟

 

کبریت زد دوباره به خود باز شاعری

یعنی تمام گشت از این پس سرودها...

نوشته شده توسط حیدر منصوری | موضوع: | لينک ثابت |