آخرین شعر شاعر
دوشنبه دهم دی 1386
8:12 بعد از ظهر
انداخت باز آب دهان را به رودها
یعنی تمام شد همه بود ونبودها
کبریت زد دوباره به سیگار و بازهم
شاعر کشید خاطره اش را به دودها
انگار روز اول اردیبهشت بود
وقتی طلوع کرد سلام و درودها
آن روز و روز بعد و دو سه هفته بعدتر
گل کرده بود خنده و گفت و شنودها
اما چه زود عشق به تلخی تمام شد
نفرین به عاشقی و فرازو فرودها
آن حرف های هفته ی اول قشنگ بود
آن فحش های هفته ی آخر چه بود ...ها؟
کبریت زد دوباره به خود باز شاعری
یعنی تمام گشت از این پس سرودها...

