تبليغاتX
باچتری از باران و دلتنگی
Home        Archive        Support        Mail        Blogfa        Free Temp        
راوی آّب شنبه یازدهم اسفند 1386 9:57 قبل از ظهر                 

 

 

 

از زبان اباعبداله (ع) خطاب به سکينه خاتون

 

 

بخواب دختر من خواب خوش ببين امشب

بخواب تا که بخوابد تب زمين امشب

براي ديدن آن خواب کوچک و معصوم

چقدر ماه نشسته است در کمين امشب

صداي زوزه اگر مي وزد مترس بخواب

نشسته غيرت عباس پشت زين امشب

بگو روايت ما را به آب هاي روان

که تشنه تشنه بسوزند شرمگين امشب

تو آه مي کشي و خاک تشنه صحرا

عطش گرفته از اين آه آتشين امشب

به ياد غربت تو مثل ابر مي بارم

شروع مي شود اين گريه از همين امشب

نشسته اي و به اين فکر مي کني شايد

که روزگار چه دارد در آستين فردا

 

 

 

نوشته شده توسط حیدر منصوری | موضوع: | لينک ثابت |