تبليغاتX
باچتری از باران و دلتنگی
Home        Archive        Support        Mail        Blogfa        Free Temp        
دو غزل به خورشید خرداد - روح الله - سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 6:35 بعد از ظهر                 

این ابرها

 

باران گذشته ای و غزل نیز مانده ای

 

مثل بهار در دل پاییز مانده ای

 

 

خردادها اگر چه فراوان رسیده اند

 

اما هنوز سبز و دل انگیز مانده ای

 

 

نامت شناسنامه ی گلهای عاشق است

 

از عشق و آب و آینه لبریز مانده ای

 

 

تا شعر تازه بر لب فریاد بشکفد

 

مثل همیشه مست و غزل خیز مانده ای

 

 

با لحظه های غربت و افسوس رفته ای

 

با روزهای خاطره آمیز مانده ای

 

 

این ابرها به جای دلم گریه می کنند

 

باران گذشته است وتو یکریز مانده ای ...

 

 

             کاش...

 

حالا شبیه شعر بیا در نگاه من

 

بنشین که عطر گریه بگیرد پگاه من

 

 

تقویم های کهنه ورق می خورند و باز

 

چیزی به رنگ اشک نشسته به راه من

 

 

خردادهای تازه مرا دوره کرده اند

 

از نو بهار کن همه ی روز و ماه من

 

 

دارد به رودخانه غزل ریز می شود

 

این سرخ آتشی که فرو خورده آه من

 

 

ای کاش مثل خاطره ها تازه می شدند

 

آن روزهای سبزتر دلبخواه من

 

 

ای کاش  لحظه های من، ای کاش روزها

 

ای کاش ها ردیف شده در نگاه من ...

 

نوشته شده توسط حیدر منصوری | موضوع: | لينک ثابت |