به لحن آب
پنجشنبه نوزدهم دی 1387
7:45 قبل از ظهر
نگاه کن چه رفته بر سرم به روی نیزه ها
نگاه کن ، نگاه کن به های وهوی نیزه ها
به لحن آب سوره سوره خوانده ای که حلق من
بخواند آیه های نور را به روی نیزه ها
اذان بگو کنار کعبه تا علی اکبرم
نماز دیگری بخواند از وضوی نیزه ها
به خاک کربلا گل محمدی شکفته شد
وزیده عطر نامت از کدام سوی نیزه ها ؟
هنوز جای بوسه هات مانده روی پیکرم
که بوسه می زنم دوباره بر گلوی نیزه ها
ورق ورق ، کلام حق ، نشسته روی اشتران
دوباره زنگ کاروان ، دوباره بوی نیزه ها
به یاد خواب کهنه خیره مانده ای به ماجرا
نشسته ای کنا ر خیمه روبروی نیزه ها...

