به آیینه نبی ، حضرت علی اکبر ( ع )
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
11:43 بعد از ظهر
ناگهان باران غزل شد ، ناگهان دریا غزل خوان
ناگهان آیینه ای افتاد در صحرا غزل خوان
نیمی از آیینه مجنون بود صحراگرد و عاشق
نیم دیگر هم صدا با ناله ی لیلا غزل خوان
نیمی از آیینه قرآن خواند در کوه و بیابان
نیم دیگر روی نیزه زخمی و تنها غزل خوان
نیمی از آیینه یک آیینه شد اما شکسته
نیم دیگر زیر سم مرکبان اما غزل خوان
***
ای تو نیم دیگر آیینه ی روی محمد ( ص )
از تو اقیانوسی از آیینه در دنیا غز ل خوان
یا علی اکبر(ع)،علی اکبر(ع)،علی اکبر(ع)بگویم
ای که اسم اعظمت گل کرده در هر جا غزل خوان
شعر در رقص آمد از تکرار نام دل نشینت
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فا غزل خوان

